اردوی اصفهان!

دوستان من کجا هستند...!؟

 

                                روزهاشان پرتقالی باد!!

 

این هم چند تا عکس از سفر یک روزه ولی پر خاطره به اصفهان!

 

ای باد مشک بیز چو امواج زنده رود

از من به سرزمین سپاهان رسان درود

آنجا که شاهکار هنرها وذوق ها

پیوند خورده اند بهم همچو تارو پود

 

من وهمكاران محترم

خبر

سلام دوستاي نازنينم!!

من ديروز اصفهان بودم

يعني دانش آموزاي مدرسمونو برده بوديم اردو !!!

 

كلي عكس و خاطره دارم كه حتماً به زودي ميذارم براتون !!

 

منتظر باشيد!!

معلم!!

 

سلامی گرم گرم به همه دوستان عزیز خصوصآْ همکاران  بسیار نازنینم!!

 

روز معلمو  پیشاپیش به همتون تبریک می گم به همه شما عزیزانی که اگر عشق به دانش آموزان، این گلهای پاک باغ مدرسه نبود هیچگاه پا به این عرصه پر مشقت نمی گذاشتید!!

 

بازم یه شعر از روزهای تنهایی وغربت البته الآن نظرم کاملاْ فرق کرده وروزی هزار بار خدا رو شکر می کنم که معلمم

 

چرا آواره از شهرو دیارم

دراین غربت سیه شد روزگارم

نمی دانم گناهم چیست مردم

مگر بد کرده ام آموزگارم!!

 

لازم به توضیح که من با دیپلم دانشسرا  وبه عنوان آموزگار تو آ.پ استخدام شدم! ودر دور افتاده ترین مناطق کوهستانی سربند مشغول به تدریس شدم!

با همه سختیهاش مردمان اونجارو خیلی دوست داشتم دلم براشون تنگ شده برا دانش آموزام ...احسان ،مهدیه،مریم،یوسف و......همشون !!

هنوز نامه های بچه هامو که برا روز معلم بهم نوشتن دارم وهر چند وقت یه بار می خونمشون وروحم تازه میشه شاید تو آپ بعدیم چند تاشونو گذاشتم!!

معرفی وبلاگ

سلام دوستان عزیزم

این وبلاگ جدید منه

سر بزنید نظر بدید!!

http://hasssin.blogfa.com

بيشتر در مورد مشاوره وروانشناسيه

خصوصاً مشاوره خانواده

اونجا هم ببينمتون

دوستون دارم

 

شعر نا تمام!!

سلام دوستان عزیز وگرامی

اگه می بینید اکثر شعرای من بوی غربت وتنهایی ویه جورایی افسردگی میده به این خاطر که من سالهای اول خدمتم تو مناطق محروم تدریس می کردم یه جایی دور دور ولی احساس می کنم به خدا نزدیک بود!!

شعرهم که زاییده غربت وتنهاییه به سراغم میومد ونمی ذاشت خیلی بهم بد بگذره. تمام دلنوشته های اون روزا رو دارم که همشو برای خانومم نوشتم وتو آپ بعدیم  یکیشونو می خوام بذارم!!منتظر باشید!!

اینم یکی از اون شعرامه که نتونستم کاملش کنم اگه دوستی این کارو برام بکنه ممنونش میشم!!!

 

در شب تاریک دستی آشنا

با غم تنهاییم بازی نکرد

گوشه ای کز کرده بودم بی صدا

ساز هم با من هم آوازی نکرد

***

در نهان خاطرم بنهفته ام

زخمهایی را که از غربت بجاست

از کجا گویم چه گویم با چه کس

دردهایی را که در خاطر مراست

***

همدمی کو تا بگویم موبه مو

اینهمه نا گفته های خفته را

همدمی با درد و غربت آشنا

تا بفهمد درد این آشفته را

***

....

غزل

رفت از برم ولیک فراموش من نشد

در جان من شد ارچه هم آغوش من نشد

 

زهر فراق او همه شب سوخت جان من

شیرینی لبش چه کنم نوش من نشد

 

مردم برای او همه شب وای من دریغ

حتی برای لحظه ای مدهوش من نشد

 

از جور وبی وفایی خوبان روزگار

افسانه ها شنیدم ودر گوش من نشد

 

 

 

 

همینجوری

سلام دوستای عزیزم!

چون فعلاْ حرفی برا گفتن نداشتم چندتا از عکسامو که چند روز پیش تو برج میلاد گرفتم میذارم!

تازه میدونم هیچ کدومتون تا حالا بالای برج میلاد نرفتین!!،(منم پارتی داشتم)!!!!باور کنید من که از رفتنم پشیمونم آخه نمیدونم چه کاریه منی که فوبی بلندی وارتفاع دارم برم بالای برج میلاد!!!

ولی از این حرفا گذشته خیلی با عظمته من هر وقت از کنار برج رد میشدم خیلی اهمیت نمیدادم چون فکر نمی کردم اینقدر با عظمت باشه وقتی متوجه شدم که بالای بر ج رسیدم وفهمیدم که فقط همون کلاهک بالای بر ج تقریباْ ۱۳ طبقه داره!!!!!!!!

اینم یکی دیگه با آقای مهندس(همون پارتیی که عرض کردم)!!! و آقا بابک قهرمان وزن ۸۰ کیلوی پرورش اندام ایران!!!

اینم  یه عکس دیگه با آقای قهرمان:(حدس میزنید چه نسبتی با من داشته باشه؟؟؟)

 

(این عکسو برداشتم)

حالا که این آپم خیلی شخصی شد ماشین مورد علاقمم ببینید،شاید یه روزی با حقوق معلمی بخرمش کسی چه میدونه!!

میدونم ماشینای بهتری تو ذهن شما هست ولی من این ماشینو خییییییییییییلی دوست دارم!

اگه از این آپم خیلی خوشتون نیومد تو آپ بعدیم جبران میکنم!!!

 

 

 

 

وخدایی که در این نزدیکی است

سلام دوستای خوبم!!

 

می خوام چند تا از دو بیتی هامو که سالها پیش سرودم براتون بخونم!!!

 

مهربانی را از این کاشانه رفت

با که گویم تا سحر چشمم نخفت

بود سرتا پا غزل اما دریغ

یک دو بیتی هم برای ما نگفت

*****

مرا تنها رها کردی غریبه

دلم را مبتلا کردی غریبه

زدی آتش بجانم وای بر تو

عجب با ما وفا کردی غریبه

****

....

 

..فعلاْکافیه! بیشتر از این سرتونو درد نمیارم!!ازتون می خوام اگه نظری دارید یا اشکالی دارن که حتماْدارن نظرتونو بگید....

    این اولین بار که من با وجود داشتن یه دفتر شعر وکلی متن ادبی واسه کسی شعر می خونم!البته خودمم می دونم خیلی از شعرام نقص دارن ولی هیچ وقت سعی نکردم اصلاحشون کنم چون نمی خوام حال و هواشون عوض بشه!!!

 

حرف های خودمونی!!!

سلام دوستای خوبم

 نمی دونم چرا تازگی به هر کدوم از دوستام  یا دوستای مشترکمون که سر میزنم همه یه جورایی دم از بی وفایی می زنن!.. که من دارم میرم شایدم دیگه بر نگشتم اخه دیگه بودنم چه فایده داره ... وآخرشم واسه دلخوشی میگن همتونو دوست دارم..وهمیشه به یادتون هستم!!

خب البته هر کسی بهتر میدونه داره چی کار میکنه!ولی من فکر میکنم یکی از دلایلش اینه که خیلی هدف مشخصی از نوشتن وبلاگ ندارن اول وبلاگ مینویسن فقط به خاطر اینه وبلاگ نویس باشن !..     بعددلشونو به نظرای همیشه مثبت!!!! دوستاشون خوش میکنن! بعد از یه مدت هم که من دارم میرم و..بقیه ماجرا البته شاید می خوان ببینن  چقدر برا دوستا شون عزیز هستن...

     یه چیز دیگه که لازم میدونم بگم در مورد نظرای وبلاگه ..چرا فکر میکنیم به هر وبلاگی که رسیدیم باید نظر بدیم.. یا اینکه اصلاْ وبلاگو نخونده نظر میدیم..(وبلاگتون خیلی قشنگه .. به من سر بزنید!)البته مطمئناْ قسمت اول رو واسه قسمت دوم یعنی سر زدن می نویسیم.. ولی از این حرفا گذشته خیلی دوست داریم بهمون نظر بدن اونم از نوع مثبتش!!

وشاید خیلی طاقت شنیدن انتقاد رو نداریم!!

اینا همه رو گفتم ولی باور کنید من خودم وقتی میبینم که بعد یه هفته هنوز کسی بهم سر نزده واز همه مهمتر کامنت نذاشته دلگیر میشم!!(شاید اینایی که گفتم بیشتر از همه خودمو شامل میشه)

     راستش چند روز پیش یه دوست جدید با دید انتقادی والبته کاملاْ درست واسم پیام گذاشته بود و همین باعث شد من یه تجدید نظری رو مطالب وبلاگم داشته باشم!!از ایشون سپاسگزارم!وسعی میکنم تو آپ بعدیم متفاوت باشم!!

دیگه اینکه....

                      .....  ببخشید خودمم نفهمیدم چی گفتم!!

ماجرای عشق:

نه چنان هوای رویت گذرد به داغداری

که تطاول نسیمی به چراغ لاله زاری

*****

نه نوازش نگاهی نه ترنم پیامی

نه ترانه امیدی نه نوید انتظاری

*****

به کرامتی که داری سر خویش گیر وبگذر

تو و مهر ماه رویی من و چشم اشکباری

*****

ز فراق تازه گردد همه داغ کهنه دل

گذری به لاله زاری اگر افتدم بهاری

*****

نه مرا دلی است دیگر که ترانه خیزد از او

به ترنم امیدی ز نگاه گلعذاری

*****

مگذر به ناز از من که به عشق ماجراهاست

بسی افتد و نیفتد چو منی به روزگاری

(مهرداد اوستا)